خرید بک لینک

درباره سایت

گاهی یک دهان برایم بخند

آخرین مطالب

امکانات وب

بوی خفیفِ بهار تهران را گرفته است..؛ راه می روم و تو را نفس می کشم کامران کامرانی

برچسب: نویسنده: علی کاظمی تاريخ: دوشنبه 3 بهمن 1401 ساعت: 13:59

.

مادرم

سفره ی دلش را پهن کرد

هفت سین بود

مثل سیر و سرکه می جوشید ..

.

#کامران_کامرانی

برچسب: هفت سین,هفت سین به انگلیسی,هفت سین نماد چیست,هفت سین 94,هفت سین 93,هفت سین قرآنی,هفت سین جدید,هفت سین سنتی,هفت سین عید,هفت سین فاطمی, نویسنده: علی کاظمی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 22:47

. قایم با شک هایت را در گوشه ای ترین جای ممکن پنهان می کنی تا دلش را به شور بی اندازی ؛ دنبالت می گردد درست آنجایی که در تخت تنهایی ات اولین صبح برفی را خواب مانده ای از راه می رسد و اشکهای شبانه ات را از پشت پلک های خواب آلودت پاک می کند .. . چشم هایت را جدا جدا صدا می زند دستش را باز می کند و تنگ در آغوشت می گیرد . نفسش که جا آمد می نشیند و دست نوازش به سرت می کشد .. نان می آورد پنیر می برد گردو می شکند لقمه می گیرد و دستت می دهد .. آنقدری که خوب خجالتت را بکشی که مادر است، قربان صدقه ات می رود.. دلواپس غربت توست و نگران راه ِرفتنت ... کاسه ی آب می آورد ، از برگهای تادامه مطلب

برچسب: مادر,مادر قلب اتمی,مادرم,مادر ترزا,مادر شعر,مادربزرگ,مادر زن,مادريت انك اناني,مادرانه,مادر به انگلیسی, نویسنده: علی کاظمی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 22:47

صفحه بندی